![]() |
![]() |
|
| به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست ---- زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس |
|
از هر مویی که بیشتر خوشتان آمد زودتر به باد دهید تا جهان را بادهای سیاه و زرد بگیرد و درختان بخشکند، تا گلها اشتباهی نگیرند دنیا را با باغ، تا ستارهها شب را با آسمان، تا من، خودم را به جای جهان، آنقدر که آب آمد و همه قارهها را گرفت، اما قارهها را نبرد، غافل از اینکه قارهها به درون من فرو رفتهاند ، غافلم، همیشه خودم را به غفلت میزنم و با شکستن هر سد، چشمها از درد باز میشوند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388 توسط فهیمه دهقان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"....اما امروز اینچنین روشن و سبک میرسد. نومیدی هنگامی که به مطلق میرسد، یقینی زلال و آرامبخش میشود. چه قدرتی و غنائیست در ناگهان هیچ نداشتن! اضطرابها، همه زاده انتظارهاست. هیچ گودوئی در راه نیست. در این کویر فریب سرابی هم نیست. جادهها همه خلوت، راهها همه برچیده و چه میگویم؟ هستی گردویی پوک! به انتهای همه راهها رسیدهام. جهان سخت فرتوت و ویرانه است. چه کنم؟"
|
|
RSS
|