![]() |
![]() |
|
| به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست ---- زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس |
|
آسمان هم ديگر رعايت درختها را نميكند، بيهوا طوفان مي گيرد و موی درختها را به باد ميدهد. انگار تمام دغدغهاش همين چند برگِ زردِ اين درخت ساكت شده است. خودش با تمام اموالش، زيباترين حالت درخت را وقتي ديدهاند كه هيزمش شعله بكشد، مهم نيست گرمابخش شود يا نه، مهم نيست روشناي راه باشد يا نه، اما مهم است، بسوزد.... اين اشتباه ديگر از آسمان هم طبيعيست و نميداند اين درخت موميايي، سالهاست تابوتش را ترك كرده و تمام قبرستان را گذاشته براي بازماندگان....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 توسط فهیمه دهقان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
"....اما امروز اینچنین روشن و سبک میرسد. نومیدی هنگامی که به مطلق میرسد، یقینی زلال و آرامبخش میشود. چه قدرتی و غنائیست در ناگهان هیچ نداشتن! اضطرابها، همه زاده انتظارهاست. هیچ گودوئی در راه نیست. در این کویر فریب سرابی هم نیست. جادهها همه خلوت، راهها همه برچیده و چه میگویم؟ هستی گردویی پوک! به انتهای همه راهها رسیدهام. جهان سخت فرتوت و ویرانه است. چه کنم؟"
|
|
RSS
|